« دام دجال »

دجال کيست ؟ و ماهيت او چيست ؟
چرا او را با يک چشم توصيف ميکنند و چرا او از دل زمين بيرون مي آيد؟
دجال ، تمثيل است.
او يک نماد است، نماديست از انساني که تنها چشم ظاهر دارد،
او کسيست که با چشم ظاهر مي نگرد، او ظاهر را مي بيند .
و کسي که ظاهر را ميبيند، بر همان حکم ميکند.
انديشه او مبتني بر ظاهر است، پس گفته هايش نيز ظاهر امور را در بر ميگيرد،
و کسي که سخنان اش ظاهريست، رفتار و عمل اش نيز ظاهري است،
او خود را آسماني جلوه ميدهد، در حالي که ريشه در زمين دارد.
و لباس حق را بر تن مي کند، در حاليکه بر هر حقيقتي پرده مي کشد.
ظاهربينان و ظاهر پرستان بر گِرد او حلقه ميزنند و با او همراه ميشوند.
چرا که خداي آنان خداييست ظاهري لذا زُهد آنان نيز زُهدي ظاهريست .
خداي آنان در واژه ها و کلمات محدود ميشود ...
خداييست که در ميان مشتهايشان جاي ميگيرد.

دجال و دجاليان، مصداق درختي هستند که اگر چه ريشه هايش را در زمين گسترانيده،
اما بذرهاي تُهي آن هرگز به بار نمي نشيند.